پادشاهان آشور (سارگن بزرگ - سارگن دوم - سنخریب - اسرحدون - آشور اوبالیت یکم )
سارگن بزرگ
سارگن اکدی یا سارگن بزرگ(به اکدی: Šarukinu به معنای
پادشاه راستین) پادشاه اکد از ۲۳۳۴ تا ۲۲۷۹ (پیش از میلاد) بود. او
بنیادگذار خاندان پادشاهی اکد بود.گاه او را سارگون یکم نیز
میخوانند. در تاریخ نگاشته شده جهان او سومین کسی است که
توانست یک پادشاهی پدید بیاورد.
سارگون یکم نخستین فرمانروای نامی اکد است که لوگالزاگهسی
پادشاه سومر را شکست داد. پیش از او این جایگاه از آن پادشاهان
سومری لوگالآلهموندو و لوگالزاگهسی بود. همچنین برپایه تاریخ او
نخستین پادشاهی بود که دست به کشورگشایی زد. امپراتوری پهناور
او از عیلام تا دریای مدیترانه گسترده بود و دربرگیرنده میانرودان و شاید
آناتولی بود. او دستور به ساخت پایتخت تازهاش آکاد داد که جایی در
کرانه فرات میان کیش و سیپار ساخته گردید.
از زمان سارگن یکم که زمان استیلای سامی نژادان بر میان رودان
است تمدن دیرین سومر نصیب اکدیها گردید، حتی گروهی از خداوندان
سومری با نام و نشان ملی (سومری) نزد آنان پرستیده شد. دسته
دسته لغات قضایی و کشوری و دینی و بازرگانی و کشاورزی سومری
به زبان سامی اکدی راه یافت. خط سومری به دستیاری اکدیها به
همه طوایف سامی نژاد و سامی زبان رسید و پس از سپری شدن
روزگار اکد و به دوران رسیدن بابل و آشور که تنها با همدیگر تفاوت
لهجه داشتند همین خط برای نوشتن زبانهای سامی آنان به کار
رفت. نخستین سلسله پادشاهان بابل که از سال ۲۲۲۵ سر کار آمدند
و کشور آشور که در میان سالهای ۱۸۰۰ و ۱۵۰۰ پیش از میلاد در
شمال به قدرت رسید، یکی جانشین سومر و دیگری جانشین اکد
شد. این دو کشور به نوبه خود از تمدن سومر برخوردار شدند از آن
جمله خط است که به واسطه اکدیها به آنها رسیده بود. به ناچار با
زبانهای سامی آنان سازش پیدا کرده و با صدها علامت وسیله کتابت
زبان آنان گردید.
اکدیهای سامی نژاد همیشه از اقوام دیگر هم نژادشان از سوی
سوریه و فلسطین و عربستان تقویت شده و نیرومندتر میشدند و بر
نفوذ خود در خاک همسایه میافزودند.
سارگون دوم
| سارگون دوم | |
|---|---|
|
سارگن دوم راست همراه سنخریب چپ.
| |
| دوران | ۷۲۲ ق.م-۷۰۵ ق.م. |
| زادروز | ۷۴۵ ق.م |
| مرگ | ۷۰۵ ق.م. |
| پیش از | سنخریب |
| پس از | شلمانصر پنجم |
| دودمان | آشوریان |
سارگن دوم امپراتور آشور (۷۲۲-۷۰۵ قم.) و بنیان گزار سلسله
سارگن . در زمان سارگن دوم، دولت آشور که قدرتمند شده بود
پیشروی خود را به داخل فلات ایران ادامه داد.
قدیمیترین مطلب مربوط به شهر تبریز، در کتیبه سارگن دوم پادشاه
آشور آمده است که آن را شهری بزرگ و آباد، و دارای باروی تو در تو
وصف کرده.
شهر ایزیرتا که سقز کنونی باشد قبل از اولین اتحاد ماد به عنوان
پایتخت ماننا شناخته میشدهاست. گفته میشود که این شهر با نام
ایزیرتا در نخستین اتحاد ماد، پایتخت مادها بود . سرکردگان ماد در
اطراف شهر استحکاماتی برای خود ساختند که از آن جمله زیویه
(ایزبیا)(ایزیبیا) و قپلانتوی کنونی (آدامائیت) را میتوان نام برد.
سارگن دوم پادشاه آشور به سرزمین ماد تاخت، مادها شکست
خوردند و ایزیرتا، زیویه و آدامائیت را ویران کرد.
مدت زمانی پس از شکست دیاکو شاه ماد از سارگن دوم امپراتور
آشور، فرزند و جانشین او، فرورتیش، قدرت رهبری رابه دست گرفت و
در ۳-۶۷۲ ق.م. در برابر آشوریها به پا خاست .
همچنین در کتیبهای از زمان سطنت سارگن دوم آمده است که بین
سالهای ۷۲۱-۷۰۵ قم. گروههایی از آشوریها در فلات ایران و
سرزمین ماد اسکان داده شدهاند. سارگن دوم در کتیبه، به تسلیم
شدن شاه ماننا اشاره کرده و از بخشیدن او خبر میدهد:
| « | در مقابل اولسنو شاه ماننا میز مهمانی را بگستراندم، تخت و مقام سلطنتی او را نسبت به مقام پدرش بلند مرتبه تر کردم، سرکردگان ماننا را برابر و همردیف با سرکردگان آشور بر سر سفره مهمانی نشاندم، در مقابل خدای آشور و خدایگان سرزمین خودشان به درازی حکمرانی من دعای خیر کردند. |
» |
محتوای این کتیبه نشانگر آن است که در آن مقطع زمانی ماننا متحد
آشور بشمار میرفت .
سارگن دوم در سال ۷۱۴ ق . م بعد از تابع کردن ایالت "پارسوا" به
منطقه ماننایی "سوری گاش" نیز که در دست اورارتو بود، حمله کرد.
با اینکه شاهان آشوری همیشه ماد را مورد حمله و تجاوز قرار
میدادند ولی سارگن دوم بنا به اتحادی که با "اولسنو" بسته بود با
ماننا به صورت یک دوست و متحد رفتار میکرد و به قولی که به شاه
ماننا داده بود عمل کرده و اراضی غربی ماننا را که در مدت نزدیک به یک
قرن در اختیار اورارتو بود گرفته و در اختیار دولت ماننا قرار داد. سارگن
دوم که حالا شاه ماننا را مدیون خود کرده بود، چند ماه بعد ماد مرکزی
را تصرف کرد و در عوض این کمک، دولت ماننا به آشور در اشغال ماد
مرکزی کمک کرد.
دیاکونوف اسامی ۲۶ مکان جغرافیایی و ۲۶ نفر از حاکمان ایالت
"پارسوا"ی ماد ( منطقه کرمانشاه امروزی ) را که آشوریان در
کتیبههای سارگن دوم ذکر کرده اند را در کتاب تاریخ ماد ( ص ۵۱۶-
۵۱۷ ) ذکر کرده است.
سنخریب از (۷۰۴ - ۶۸۱پیش از م ) جانشین پدرش سارگن دوم شد.
جنگهای سارگن دوم
۷۲۱ (پیش از میلاد)؛ سارگن دوم پادشاه آشور بر اسرائیل چیرهشد.
۷۲۰ (پیش از میلاد)؛ پایان محاصره انطاکیه از سوی آشوریان.
دهه ۷۱۰ (پیش از میلاد)؛ انطاکیه و صیدون بر آشور شوریدند.
۷۱۷ (پیش از میلاد)؛ برپایی پایتخت تازه آشور از سوی سارگن دوم.
۷۱۷ (پیش از میلاد)؛ پیروزی سارگون دوم در جنگ با هیتیها.
سناخریب
| سناخریب | |
|---|---|
|
سنخریب در جنگ بابل را (۶۸۹ ق. م.)؛ تاراج کرد.
| |
| دوران | ۷۰۴ ق.م-۶۸۱ ق.م. |
| مرگ | ژانویه ۶۸۱ ق.م. |
| پیش از | اسرحدون |
| پس از | سارگن دوم |
| دودمان | آشوریان |
| پدر | سارگن دوم |
سناخریب (۷۴۵ - ۶۸۱ پیش از میلاد) پادشاه آشور (۷۰۴ - ۶۸۱ پیش
از میلاد) بود. سناخریب جانشین پدرش سارگن دوم شد.
سناخریب هومبان-نیمهنا پادشاه عیلام را در جنگ هالوله (۶۹۱ پیش از
میلاد)؛ شکست داد و بابل را (۶۸۹ پیش از میلاد)؛ تاراج کرد.
اسرحدون در میان پسران سناخریب هواخواه دسته کاهنان و بازرگانان
بود. پدرش وی را نامزد پادشاهی پس از خود نمود، ولی برادرانش
کوشیدند وی را بیاعتبار کنند. پس پدرش او را به جایی در جنوب
ترکیه کنونی راند ولی جایگاه جانشینیاش را از او نستاند. سناخریب
در (ژانویه ۶۸۱ پیش از میلاد) کشته شد و مینماید که اسرحدون در
مرگ پدر نقشی داشتهاست. اسرحدون (۶۸۱پیش از میلاد) پادشاه
آشور شد.
آشوربانیپال جانشین پدرش (۶۶۹ پیش از میلاد) اسرحدون شد.
اسرحدون
| اسرحدون | |
|---|---|
| دوران | ۶۸۱ ق.م-۶۶۹ ق.م. |
| مرگ | ۶۶۹ ق.م. |
| محل درگذشت | حران |
| پیش از | آشور بانیپال |
| پس از | سنخریب |
| دودمان | آشوریان |
| پدر | سنخریب |
| فرزندان | آشور بانیپال شاماش شوماوکین |
اسرحدّون یا آسرحدّون (ریخت یونانی و توراتی:Esarhaddon یا
Asarxaddon؛ به اکدی:Aššur-aha-iddina معنا : آشور برادری به
من داد .) پادشاه آشور میان سالهای۶۸۱ تا ۶۶۹ (پیش از میلاد) بود.
او کوچکترین پسر سنخریب پادشاه آشور و همسر دومش
رسیدن به پادشاهی
اسرحدون در میان پسران سنخریب هواخواه دسته کاهنان و بازرگانان
بود. پدرش وی را نامزد پادشاهی پس از خود نمود، ولی برادرانش
کوشیدند وی را بیاعتبار کنند . پس پدرش او را به جایی در جنوب
ترکیه کنونی راند ولی جایگاه جانشینیش را از او نستاند . سنخریب در
ژانویه ۶۸۱ (پیش از میلاد) کشته شد و مینماید که اسرحدون در مرگ
پدر نقشی داشتهاست .[۱] پس از مرگ پدر اسرحدون به نینوا پایتخت
آشور بازگشت . او در جنگ با برادران هماوردش در شش هفته پیروز
شد و در بهار همان سال به پادشاهی دستیافت . برادرانش گریختند
و پیروان آنها از دم تیغ اسرحدون گذشتند.
کارنامه
اسرحدون در همان سال آغاز پادشاهی بابل را بازسازی کرد و اعتبار
گذشته این شهر را بازگرداند. او در این شهر سازه شناختهشده به
برج بابل را ساخت. در آشور هم دستور داد تا نیایشگاههای اشارا
خدای آشور را نوسازی کنند.
در ۶۷۹/۶۷۸ (پیش از میلاد) کیمریان به رهبری تئوشپا به مرزهای
آشور تاختند و اسرحدون در جنگی در آسیای کوچک آنان را
شکستداد . البته دستهای از کیمریان در سپاه آشور در جایگاه
مزدوری خدمتمیکردند . مینماید که اسرحدون سرانجام از در آشتی
با کیمریان درآمدهباشد. پس از آن وی چند لشکرکشی به جنوب
شرقی آسیای کوچک نمود.
همچنین صیدون به رهبری پادشاهش ابدیمیلکوتی بر آشور شورید
ولی در ۶۷۷ (پیش از میلاد) شورش شکستخورد و پادشاه
گردنزدهشد.
میان سالهای ۶۷۶ تا ۶۷۴ (پیش از میلاد) کیمریان که با پادشاه اورارتو
روسای دوم همپیمانشدهبودند فریجیه را تارومارکردند. این رویداد
آشوریان را بیمناک نمود.
در نزدیک سال ۶۷۶ (پیش از میلاد) سکاها به رهبری ایشپاکای برای
جنگ با آشور با ماننا همپیمانشدند. این رویداد آشور را نگران ساخت
و حتا ایشان در پی دادن شاهدختی آشوری به همسری پادشاه
سکایان افتادند تا بلکه با این زناشویی سیاسی خطر را دور کنند.
اسرحدون همچنین در جنگ با کیلیکیه پادشاه آن کشور ساندوآری را
به بندکشید.
در روزگار اسرحدون ماد باجگذار آشور بود. در این زمان (۶۷۶ پیش از
زایش) مردمان ماد خاوری بر فرمانروایان گمارده آشور شوریدند و سه
تن از این فرمانروایان را از سرزمینشان راندند . پس آشوریان به ایران
لشکرکشیدند و از دشت کویر گذشتند و به پای دماوند(بیکنی)
رسیدند . آشوریان در پدشخوار دو تن از بزرگان ایران به نامهای
شیتیرپرنه(به معنای افتخار پیشینیان) و دیگری اپاردو را با کسان و
دامهایشان به بند کشیدند . از آن پس فرمانروایان راندهشده به
سرزمینهایشان بازگشتند و باجی سالیانه به آشور میپرداختند.
میان سالهای ۶۷۴/۶۷۳ (پیش از میلاد) مردمان ماد به یاری سکاها
که به سربازان آشوری میتاختند باز در برابر آشور پایداریکردند و از
دادن باج خودداری نمودند. عیلام نیز آماده شورش بر آشوریان بود. بدین
سان مردمان سرزمینهای میان خلیج فارس تا رود کورا در آستانه
جدایی از آشور بودند. در این میان خشثریته از ایالت مادی کارکاشی در
کنار دو رهبر دیگر ماد مامیتیارشو از مادای و دوساننی از ساپاردا
رهبری شورش مادها بر آشوریان را آغاز کردند. اینان با پادشاهان سکا
و ماننا همپیمانشدند. اینان دژهای آشوریان را در چند جبهه
محاصرهکردند. تا ماه آوریل سال ۶۷۳ سراسر ماد مرکزی بر آشور
شوریدهبود. در سوی دیگر پادشاهی آشور نیز فنیقیه دچار آشوب بود و
دولت آشور در جنگ با مصر باستان بود. در درون آشور نیز بسیاری از
بردگان و کشاورزان ناخرسند گریخته و به بخش جنگلی پشته
ارمنستان پناهبردهبودند. اسرحدون به ناچار پیش از هرکاری بدانجا
لشکرکشید تا گریختگان را باز به بندکشد. پس از آن در ۶۷۲ (پیش از
میلاد) اسرحدون کوشید تا با خشتریتی از در آشتی درآید. او همچنین
پیکهایی به سوی دیگر همپیمانان گسیلداشت و کوشید میانه آنها را
به همبریزد.
سرانجام ایشپاکای پادشاه سکا در نبرد با آشوریان کشتهشد و
پسرش پارتاتوآ با آشور آشتی کرد و اسرحدون هم دختر خویش را برای
استواری پیوند به همسری او داد. اینگونه با پیوستن سکاها به آشور
خیزش شورشیان باناکامی رودرروشد. با این همه سه ایالت شورشی
ماد توانستند به استقلال برسند و چیرگی آشور را در آن سامان از
میان ببرند. خشثریته تا ۶۵۲ (پیش از میلاد) پادشاه ماد ماند.
در ۶۷۱ (پیش از میلاد) اسرحدون به جنگ تاهارقا فرعون مصر رفت.
بخشی از سپاهیانش در صور بر او شوریدند . اسرحدون با مانده سپاه
به سوی جنوب رفت و آنگاه از صحرای سینا گذشت. او در تابستان
ممفیس را گرفت و تاهارقا به مصر بالا گریخت. اینچنین اسرحدون با
غنیمتهای فراوانی که از تاراج شهرهای دلتای نیل به دست آوردهبود
به آشور بازگشت. البته چندی پس از آن فرعون به سرزمینش بازگشت
و مصر بر آشوریان شورید . اسرحدون سالار خود شانبوشو را به دره
نیل فرستاد تا شورش را بخواباند. در ۶۶۹ پیش از زایش او خود راهی
مصر شد ولی در راه در حران در پاییز همانسال به ناگاه مرد. پس از
اسرحدون پسرانش آشوربانیپال پادشاه آشور و شاماششوماوکین
پادشاه بابل گشتند.
بازماندهها
از اسرحدون سندهایی به زبان اکدی درباره رخدادهای زمان او به جای
مانده که بخش بسیاری ازآن با به همریختگی و نابودشدگی میباشد.
در این سندها درباره مادها و درگیریهای این پادشاه با آنان نیز سخن
به میانآمدهاست. بسیاری از این سندها دربردارنده پرسشهای
اسرحدون از هاتف خدای شاماش درباره چاره گرفتاریها و
نگرانیهای سیاسی اوست.
پانویس
- ↑ دیاکونوف کشنده وی را یکی از پسرانش یادکردهاست.
آشوراوبالیت یکم
آشوراوبالیت یکم(Aššur-uballiṭ I)( پادشاهی ۱۳۶۵-۱۳۳۰ (پیش از
میلاد) ) پادشاه امپراتوری آشور بود. وی با شکست دادن شوتتارنای
دوم توانست کشور آشور را مستقل گرداند و چندی دیگر به یکی از
قدرتهای نیرومند آن روزگار بدل گرداند.
چندی پس از آن با مرگ بورنابوریاش دوم در بابل این سرزمین دچار
نافرمانی و آشفتگی شد، آشوراوبالیت به کوریگالزوی دوم پسر یا نواده
بورنابوریاش یاری رساند تا به تاج و تخت بابل برسد. این آغاز
مداخلههای آشور در بابل بود.
در نوشتههای به دستآمده در عمارنه نامههای (دو نامه) آشوراوبالیت
به آمنهوتپ سوم و آخناتون فرعونهای مصر باستان دیده میشود که
دومی دنباله نامه نخستین است.
پس از آشوراوبالیت یکم انلیلنراری به جانشینیش رسید.