زنانی از دوره هخامنشی
پانته آ و آبراداتاس
| پانته آ | |
|---|---|
| زادروز | نامشخص شوش |
| محل زندگی | پارس، شوش |
| ملیت | |
| لقب | بانوی افسونگر شوش |
| دوره | هخامنشیان |
| همسر | آبراداتاس |
پانته آ زنی بود شوشی که مادیها با خیمه ممتاز برای کوروش گذارده
بود .وی از حیث زیبایی همتا نداشت و همسرش آبراداتس بود که شاه
آشور او را به سفارت نزد پادشاه باختر فرستاده بود تا عهدنامه ای
منعقد سازد.کوروش چون دید شوهر زن غایب است اور ا به دوست
صمیمی و مادی خود یعنی آراسپ سپرد تا موقع بازگشت شوهر [پان
ته آ] این زن را حفظ کند.آراسپ قبول کرد اما درباره زیبایی این زن نزد
کوروش سخنها گفت.کوروش حاضر نشد زن را ببیند و چنین گفت:
می ترسم فریفته زیبایی او گشته و زن را به شوهرش پس ندهم.
آراسپ مسئول نگهداری این زن شد اما بعد مدتی عاشق شده و
نتوانست خودداری کند و به زن تکلیف کرد تا به او دست دهد.پان ته آ
چون شوهر خود را دوست می داشت این تکلیف را رد کرد.آراسپ
اصرار می کرد و زن دوری.بالاخره پان ته آ با تهدید آراسپ مواجه شد
و با وجود آنکه قصد نداشت با گفتن این ماجرا به کوروش میان این دو
دوست را به هم بزند ولی کسی را فرستاده و کوروش را باخبر کرد.
کوروش، ارته باذ را فرستاد تا آراسپ را ملامت نماید.آراسپ که فهمید
کوروش از این قضیه مطلع شده ترسید و پشیمان شد.کوروش چون
اندوه آراسپ را دید از تقصیر وی بگذشت.پان ته آ چون خبر رفتن
آراسپ را به لیدیه شنید نزد کوروش رفته و گفت که وقتی شوهرم
بیاید خواهی دید که برای تو صمیمی تر از آراسپ خواهد بود.کوروش
پذیرفت تا رسولی فرستاد وخواستار بازگشت آبراداتاس شد.چون
آبراداتاس رمز زن خود را شناخت با دو هزار سپاهی نزد کوروش آمد.
چون رسید کوروش امر کرد وی را به خیمه پان ته آ برند.شور و شعف
زن و شوهر را حد نبود.پان ته آ از نجابت، خودداری و عطوفت کوروش
نزدشوهرش صحبت کرد و از آبراداتاس خواست نسبت به کوروش
همان حسیات را بپرورد که کوروش نسبت به او پرورد.آبراداتاس در
ساخت ارابه داس دار به کوروش کمک کرد.ارابه آبراداتاس دارای چهار
مال بند و هشت اسب بسته بود.کم کم عازم نبرد بود که پان ته آ آمد.
کلاه خودی از طلا-بازوبند و یاره هایی از همان فلز –قبایی ارغوانی که
از پایین چین می خورد و یک پر کلاه لعل فام به همسرش تقدیم کرد.
آبراداتاس در حیرت شد .پان ته آ اسلحه را به دست خود بر تن
شوهرش پوشید در حالیکه سعی می کرد اشک هایش را پنهان کند.
چون آبراداتاس خواست سوار اسب شود پان ته آ گفت:اگر زنانی
هستند که شوهرشان را بیش از خودشان دوست دارند من گمان
می کنم که یکی از آنها باشم.در ادامه حرف هایش گفت:وقتی که
من اسیر و از آن کوروش شدم نه فقط او نخواست مرا برده خود
بداند یا مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو حفظ کرد
مثل اینکه زن برادر او باشم.چون آراسپ رفت، من به کوروش وعده
دادم که اگر اجازه دهد تو را بخواهم تا بیایی و برای او متحدی با
وفاتر و مفید تر از آراسپ باشی.آبراداتاس چون اینها را شنید
دست بر سر همسرش گذاشت و رو به آسمان کرده، گفت:
خدایا چنان کن من شوهری باشم لایق پان ته آ و دوستی در
خور کوروش که با ما مردانه رفتار کرد.پس سوار شد و ارابه ران
در را بست.پان ته آ که دیگر نمی توانس شوهرش را ببوسد چند
با ارابه را بوسید .ارابه کم کم دور شد و پان ته آ ازعقب آن به راه
افتاد.آبراداتاس فریاد می زد:پان ته آ دل قوی دار.خواجه سرایان و
زنان پان ته آ را به چادر بردند.عاقبت آبراداتاس در نبرد با مصریها
کشته شد .به کوروش خبر مرگ این مرد بزرگ را داده و اعلام
کردن همسرش جسد او را یافته و به کنار رود پاکتول برده و
خدمهها مشغول کندن قبر هستند.کوروش دست بر ران خود زد و
با هزار سوار به محل مزبور رفت.پان ته آ روی خاک نشسته و سر
آبراداتاس را روی زانو گرفته و بهترین لباس شوهرش را بر جسد
پوشانده بود و اشک می ریخت.کوروش چون رسید و جسد را دید
گفت:افسوس ای دوست خوب و با وفا ما را گذاشتی و درگذشتی.
پس دست مرده را گرفت اما این دست در دست کوروش بماند زیرا
یک مصری آن را تبر از بدن جدا کرده بود.پان ته آ دست را از کوروش
گرفته، بوسید و به ساعد چسباند.کوروش بی اندازه متاسف بود و
آنجا را ترک کرد در حالیکه یارانش بهترین زینتها را برای جسد آورده
بودند.پان ته آ خواجهها را به این بهانه که می خواهد تنها برای
شوهرش زاری کند دور کرد.فقط دایه اش را نگاه داشت و به او گفت:
پس از اینکه من مردم جسد من و شوهرم را در یک قالی بپوش .دایه
هر چه کرد نتوانست او را از خودکشی بازدارد.پان ته آ خنجری که با
خود داشت را بر کشید و ضربتی به خود زد و سر بر سینه شوهرش
گذاشته و جان تسلیم کرد.خواجههای پان ته آ چون مطلع شدند هر
سه خنجرها را کشیده و انتحار کردند.چون کوروش مطلع شد مراسم
دفن باشکوهی برای آن زن و شهر به عمل آورد و مقبره وسیعی برای
آنان ساخت.گویند این مقبره هنوز پابرجاست و بر ستونی نام این زن
و شوهر به زبان سریانی حک شده.بر روی کتیبه نوشته:حاملین
عصای سلطنت.
منابع
- ن.و. پیگولوسکایا. تاریخ ایران باستان. ترجمهٔ ایزدپناه، مهرداد. چاپ دوم. انتشارات محور، ۱۳۸۵. ISBN 964-6796-19-2.
- شارپ، رلف نورمن. فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی. چاپ دوم. انتشارات پازینه، زمستان ۱۳۸۴. ISBN 964-5722-74-8.
آتوسا
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. |
| آتوسا / آتشسا | |
|---|---|
| لقب(ها) | شهبانوی ایران |
| زادروز | ۵۵۰ (پیش از میلاد) |
| مرگ | ۴۷۵ (پیش از میلاد) |
| همسر | داریوش یکم |
| پدر | کورش بزرگ |
| فرزندان | خشایارشا |
آتوسا یا آتشسا[۱] (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) از شهبانوهای
ایران بود. وی دختر کورش بزرگ، و خواهر خوانده کمبوجیه، و همسر
پادشاه هخامنشی داریوش یکم، و مادر خشایارشا بود.
آتوسا در زمان حکومت خشایارشا، زنده بوده است.
آتوسا زن آسمانی و زمینی ایران قدیم
آتوسا دختر کورش بزرگ و همسر پادشاه هخامنشی داریوش یکم و
مادر خشایارشا برجستهترین زن در تاریخ ایران قدیم است.
زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی
آیسوخولوس نمایشنامه نویس قرن پنجم پیش از میلاد در یکی از
نمایشنامههای خود تحت عنوان «ایرانیان» که اختصاص به جنگ
خشایارشا با یونانیان دارد از آتوسا به عنوان بانوی بانوان یاد میکند.
آتوسا خواندن و نوشتن را به خوبی میدانست، و نقش تصمیم گیرنده
در آموزش خود و دیگر درباریان داشت. پس از درگذشت کمبوجیه در راه
بازگشت از مصر، داریوش یکم با آتوسا ازدواج میکند. این ازدواج چند
دلیل داشتهاست:
- ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت او را قانونی
جلوه میداد.
- از آنجا که آتوسا باهوش، بافرهنگ، با قدرت و تفکر سیاسی بود
در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب میآمد.
هرودوت میگوید آتوسا از قدرت فوقالعادهای برخوردار بود و در دوره
جنگ با یونان که به توصیه او انجام شده بود، داریوش یکم همواره از
نصیحتهای او بهره میجست. او حتی علاقمند بود که در میدان
کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. هرودوت از قول آتوسا نقل میکند
که به داریوش شاه گفته:
| « | چرا نشستهای و عازم جنگ نمیشوی و سرزمینهای دیگر را تسخیر نمیکنی پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایستهاست که عازم جنگ شود و به پیروزیهایی نایل شود تا به ایرانیان ثابت شود مرد قابلی بر آنها حکمرانی میکند. | » |
اگر گفته هرودوت اغراقآمیز هم باشد باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر
شوهرش است. گفته شدهاست که آتوسا به خوبی از اوضاع فرهنگی
زمان خود اگاه بود، و از حضور یونانیان و دیگر ملیتها به دربار بسیار
بهره میبرد.
آتوسا از داریوش شاه دارای چهار فرزند شد، که بزرگترین آنها
خشایارشا بود. اما آتوسا همسر اول داریوش یکم نبود، و داریوش از
همسر اولش دارای پسرانی بود که همگی از خشایارشا بزرگتر بودند.
مطابق قانون پادشاهی، پسر بزرگ شاه پس از او به پادشاهی
میرسید. اما آتوسا آن قدر بر شوهر خود نفوذ داشت که توانست
خشایارشا را پس از داریوش به پادشاهی برساند.
در زمان پادشاهی خشایارشا آتوسا به عنوان مادر پادشاه در امور دولت
دخالت میکرد. آیسوخولوس در نمایشنامه خود همواره از او به عنوان
بانوی بانوان یاد میکردهاست. در نمایشنامه آیسوخولوس پس از
خشایارشا، آتوسا بیشترین نقش را بازی میکند.
از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها میدانیم تا زمانی
که خشایارشااز جنگ یونان بر میگردد، زنده بودهاست. احتمالاً آرامگاه
او در کنار آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم قرار دارد.
آتوسا در کتب ادبی
آتوسا، یکی از شخصیتهای کلیدی در شاهکار گور ویدال، یعنی کتاب
آفرینش است. اعتبار این کتاب در بحث درباره چگونگی به سلطنت
رسیدن داریوش بزرگ است.
منابع
- ↑ «حریم آرامگاه "کوروش کوچک" عرصه ساخت و ساز روستاییان» (فارسی). خبرگزاری مهر. بازبینیشده در ۲۱ اسفند ۱۳۸۸.
آتوسا (همسر اردشیر دوم و سوم)
| آتوسا | |
|---|---|
| همسر | اردشیر سوم |
| دودمان | هخامنشیان |
| پدر | اردشیر دوم |
| فرزندان | پروشات دوم, ارشک |
آتوسا دختر اردشیر دوم بود.
در زمان او دربار هخامنشی کانون قساوتهای خونین پروشات
یا پریزاتس یا پریزاد مادر اردشیر دوم و آگنده از توطئههای پایان
ناپذیر سیاسی بود.
پسر ارشد پروشات ارشک نام داشت و پسر دیگرش
کوروش کوچک که چون در زمان سلطنت داریوش دوم متولد شده
بود، ولیعهدی را حق خود میدانست. مادر نیز ظاهراً نسبت به او
علاقهٔ بیشتری نشان میداد. مرگ داریوش دوم چون زودتر از آنچه
انتظار میرفت روی داد و پریزاتس نتوانست پسر محبوب خود
کوروش را به ولیعهدی برساند. شاید شاه نیز با این نقشهٔ پریزاتس
موافق نبود. به هر حال با مرگ داریوش دوم در سال ۴۰۴ پیش از
میلاد، ارشک با نام اردشیر دوم به سلطنت رسید.در سال ۴۰۱
پیش از میلاد، کوروش کوچک در طی نبردی بدست برادرش اردشیر
دوم به قتل رسید. مرگ کوروش کوچک در داخل دربار همان اندازه
که مایه اندوه و عزای پروشات (پریزاتس) مادر وی شد، برای
استاتیرای یکم همسر اردشیر دوم، موجب خرسندی گشت اما
استاتیرا جریمهٔ پیروزی و خرسندی خود را یکسال بعد در سال ۴۰۰
پیش از میلاد ، با زهری که مادر اردشیر، پریزاتس به او نوشانید،
پرداخت.شاه از شدت خشم و تأثر در عزای استاتیرا فرمان داد
که از آن پس پروشات دیگر هرگز پیش چشم او ظاهر نشود اما باز
در مواقع ضعف و درماندگی خویش مکرر از حضور و راهنمایی مادر
کمک جست.
اگر بروایات موجود بتوان اعتماد کرد، پس از مرگ استاتیرای یکم،
شاه به اصرار پروشات، آتوسا را بزنی گرفت. از چهار پسری که در
زمان حیات اردشیر دوم باقی ماندند سه پسر از بطن استاتیرا
بودند، به نامهای داریوش و آریاسپ و اخوس و پسر دیگر ارشام
نام داشت و شاه محبت فوقالعادهای نسبت به او داشت. فرزندان
استاتیرا نسبت به یکدیگر رقابتی نزدیک به حسادت نشان میدادند.
اردشیر، پسر بزرگش داریوش را ولیعهد کرد اما اخوس توانست با
وعدهٔ ازدواج خواهر یا ناخواهری خود آتوسا را که زن پدرش شده بود،
با خود همدست کند و در صدد بود، بهر نحوی هست، داریوش و
دیگران را از میدان بدر کند. اردشیر دوم پس از ۴۶ سال شاهنشاهی
و در سال ۳۵۸ پیش از میلاد، در سن ۸۷ سالگی درگذشت و در این
رقابت در نهایت اخوس پیروز میدان بود و بعد از پادشاهی نام
اردشیر سوم را برخود گذاشت.
آتوسا مادر ارشک یازدهمین شاهنشاه هخامنشی است.زمان تولد
و مرگ یا سن آتوسا هنگام ازدواج با اردشیر سوم ذکر نشدهاست.
منابع
- زرین کوب، عبدالحسین . تاریخ مردم ایران قبل از اسلام. تهران: انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۴